تبلیغات
میلکان که‌ڵهۆڕ

میلکان که‌ڵهۆڕ
her bijî kurd 
قالب وبلاگ
نۊسەرەیل
نەزەر سەنجی
ئیوه له کام پارێزگا هاتینه‌سه ناو ئه‌ی ماڵپه‌ره؟








لینک هاوڕیەیل
لاپەڕەیل ترەک

استاد کشاورز کتاب امیر مخصوص کلهر را به بازار  نشر فرستاد

مرحوم عباس خان قبادین کلهر از خوانین کلهر در منطقه گیلان غرب و نوه مرحوم داوود خان کلهر رییس ایل کلهر
فردی با سواد و تحصیلات عالیه و نماینده مجلس در دوره پهلوی بودند.

مقدمه استاد اردشیر کشاورز

استاد محمود دولت آبادی، نویسنده و صاحب رمان های بلند، جذاب و بسیار ارزشمند و خالق شخصیت های قابل باور در عرصه ی ادبیات داستانی جهان شمول، در یکی از یادداشت هایش که در کتاب ( نون نوشتن) چاپ شده است، می گوید: « من که قصّه ی سکندر و دارا نخوانده ام، اما شما که خوانده اید، یا می روید که بخوانید، بکوشید، تا «آن» را نیک دریابید و بدانید ، یعنی که خوب به فهمیدش، در نویسندگی، این خروش جوانی را باید با تدبیر در آمیخت، کم گفتن و بیشتر اندیشیدن را باید فرا گرفت، نویسنده بیشتر با خود و با آن چه در کار پرداختن هست، در گفتگو است، نویسنده نمی خواهد و نباید در کوتاه مدت کسی را در مورد چیزی که بدان معتقد است، قانع کند، در وهله اول نویسنده می باید ضمن کشمکش درونی ای که دارد خود را به انجام کاری مجاب کند.)۱

بر این اساس بود که مجاب شدیم به نوشتن پیرامون مبانی استواری که وجود داشته و در ذهن و باور جامعه حضوری مدام در استمرار تاریخ و تداوم نسل ها در فصول و زمان های گذشته داشته است یعنی فایق گشتن بر کشاکش های درون، یعنی باور به هر آنچه می نویسی و خواهی نوشت تا سرانجام کار چنین شد که بنا به شوق والتهابی درونی، ‌از راه محبت به مراد و دوستی که هرگز ندیده بودمش و اما در باور کودکانه ام جایی والا و سیطره ای شگرف و شگفت بر ذهن و روانم داشت سیر تاریخی حیات مادی و معنوی تا ممات و اعمال و افکارش را در لوای طی عمر درازی از تاریخ سیاسی ایل وابسته اش که یکی از بزرگترین ایلات کُرد کشور ایران هست از زوایای موجودیت ناپیدا و گم شده در مسیرهای گنگ و مجهول به منظری معلوم و مشخص در آورم که اگر در باور عمومی به چنان توفیقی نایل شده باشم باید گفت زهی سعادت و آن شخصیت که نیست اما هاله ای از یادمانه ها یش در باور عام قوی است عباس قبادیان کلهر ( امیر مخصوص کلهر) بود.

اما ورود به عرصه ی کار، دور نمایی سهل و ساده نداشت. چرا که نگارش - پژوهش- گرد آوری و تدوین تاریخ محلی با توجه به عدم وجود سوابق کافی و نبود و نداشت اسناد و مدارک مورد نیاز، هر عزم جزمی را به فسخ اراده وا می دارد اما آن جوشش درونی هم همان ( آنی ) بود که می بایست آن را نیک دریافت و خوب فهمید و لذا عدم متابعت و پیروی از جوشش و خواسته دغدغه ای بود که درون را در چنبره ی سنگین خود گرفته بود از طرفی هم پرداختن به فراز و فرود انسان ها بدون بررسی تاریخ گستره ی آنان ن کاری عبث و بیهوده می نمود و لذا آغاز کار از مقطع خاصی از تاریخ یعنی در بخشی از تاریخ حیات سلسله صفویان مد نظر قرار گرفت یعنی بررسی پژوهش و نگارش تاریخ سیاسی غرب کشور - منطقه کرمانشاهان- ایلات و عشایر ساکن در محدوده ی ایلات و پردازش به مردم و نیاکان شخصیت مورد نظر در حیطه ی مذکور به صورت اعم و ایل بزرگ کلهر به وضعیت اخص دست زده شد هر چند:‌

سر کار خانم دکتر منصوره اتحادیه (نظام مافی) در مقاله ای با عنوان خاطرات رجال و تاریخ نگاری روانی و در بخش نتیجه گیری آن آورده است: «‌در جوامع سنتی که اساس قدرت بر پایه روابط شخصی قرار دارد، خاطرات رجال سیاسی، از اهمیت به سزایی برخوردار است و از ابزار شناخت ماهیت حکومت در ابعاد و سطوح گوناگون آن به شمار می آید، ارزش خاطرات و رجال قاجار نیز در این است که از یک سو زیر بنای روابط اجتماعی - سیاسی آن دوران را روشن می کنند و نشان می دهند که گردش امور به چه منوال بوده است، و از سوی دیگر به تشریح شبکه های قدرتی می پردازند که در اطراف شاه و شاهزادگان رجال و درباربانی مانند امین السلطان کامران میرزا و ظل السلطان به گونه ای سیال و متغیر ایجاد می شدند و منشاء رویدادهای مختلف بودند افزون بر آن ارزش این خاطرات در آن است که خواننده را به درک روحیات و خلقیات رجال دوران قاجار یاری می دهند بررسی خلقیات رجال از مبانی تاریخ نگاری روانی psychohistory- سایکوهیستوری است که در تاریخ نگاری این دوران ایران کمتر مورد توجه قرار گرفته.

برخی از این خاطرات به ظاهر حاوی مطالب پر معنایی نیستند به عنوان مثال نویسنده گاه تنها دیدارهای مکرر و بی اهمیت خود یا دیگران را به میان آورده است بی آن که به مطالب مورد گفتگو اشاره کند در مواردی نویسنده از آن رو به نوشتن خاطرات پرداخته است که باب روز بوده اما تنها به آوردن جزئیات زندگی روز مره خود در آن استفاده کرده است که گاه نویسنده خاطرات به سبب محظوراتی قادر به افشای مطالب و روی دادهایی نبوده و یا خاطرات خود را به قصد غرض ورزی و دشمنی با دیگران یا برای تطهیر خود نوشته است اما انگیزه و هدف هر چه بوده این خاطرات گوشه هایی از اوضاع و احوال زمانه روابط شخصی و خانوادگی، آمال و اعتقادات و تعصبات کسانی را که در تعیین سرنوشت ایران موثر بوده اند، روشن می کند.)۱

منظور این است که با چنین تفاسیر و تفاصیلی، نگارش تاریخ محلی نمی تواند عاری از دغدغه خاطر باشد، اما بنا به شوق درون خود خواستیم و نوشتیم تا چه در نظر آید که بی گمان خوانندگان خود بهترین داورانند.

نگارش مطالب این کتاب همان طور که گفته ایم از عصر صفویان شروع شده و در عصر قاجاریه که شروع اهم محتوای تاریخی هست، سعی گردیده غیر از گریز به موارد تاریخی که پیش تر نگاشته شده است به صورت اندک و مختصر اما مرتبط با آن هر آنچه مطالب بکر و نیامده در پیش‌تر زمان هست آورده شود که ابزار کار هم تا حدی همان خاطرات رجال سیاسی، محلی و اسناد نو یافته هست.

اما اوج حکایات تاریخی مستند این پژوهش طلیعه‌ی خوش اقبالی هسته ی خانواری یا تیره ی عبدالمحمدی از تخمه ی بزرگ خالدی ایل کلهر هست که بعد از فراز و نشیب های تاریخی بزرگان آن در اعصار گذشته در اواسط عصر قاجاریه مجدداً در تکاپوی جهش برتری پیش بوده و بعد از عبدالمحمد - اسد خان و با کشته شدن او، پسرش عباس خان و امّای دیگر اینکه هر آنچه که صورت تحقق در تعالی طلیعه‌ی اقتدار عبدالمحمدی ها در تاریخ به خود می گیرد موجودیت ذاتی و شخصیتی داوود خان پسر عباس اسد است که در شورش عشایری سال ۱۲۹۹

قمری و لشکر کشی عوامل ظل السلطان به غرب کشور، سرکوب شورش، دستگیری فرامرز سلطان تفنگچی گوران، اعزام رضا قلی خان سر تیپ ایلخان کلهر و داوود خان به قرارگاه عملیاتی ظل السلطان در بروجرد، اعدام فرامرز سلطان- عزیمت ایلخان کلهر در رکاب ظل السلطان به اصفهان و تهران و بازگشت موفق داوودخان کلهر با لقب سهام الممالک و اعطای منصب ایل بیگی به میان ایل کلهر است که پایه‌ی اقتدار بعدی او را فراهم می آورد.

بدون شک داوود خان کلهر در دست یابی به قله‌ی اقتدار ایلی، مسافت های بعید، و طریق مخافت و صعوبت بسیار را با جنگ ها و رخ دادهای سخت و سنگین با عشایر دیگر و حاکمیت های فاسد و متزلزل قاجاری پشت سر گذاشت و تاون های بسیاری را هم در این راه متحمل شد و اما او راز توفیق خود را در اتحاد هسته ای خانواری ، اجا ق ها، تیره ها و طوایف گوناگون ایل کلهر در زیر یک چتر متحد ایل می دانست که در نیل به این مقصد تخمه ی خالدی را با زیر مجموعه ی عدیده ی خود دچار ناملایماتی سخت می کرد و در نهایت شخصیت بارز او توانست با رسیدن به مقام ایلخانی بزرگ ایل کلهر در سال ۱۳۲۰ قمری به اتحادیه ی طایفه ای مورد نظر خود دست یازد که سیر جریان تاریخی پیش و بعد از آن تا کشته شدن ایلخان کلهر داوود خان امیر اعظم در اوایل سال ۱۲۹۱ خورشیدی ( ۱۳۳۰ قمری) در منطقه چم چمال در این کنکاش آورده شده است.

مرگ سنگین داوودخان امیر اعظم ضربه ای کشنده و کاری بر پیکره ی فراخ و گسترده ی ایل بزرگ کلهر بود که ایلخانش علیه سلطان عصر دست به شورش های متعدد زده بود، و از عنصری هر ج و مرج طلب شاهزاده ای مُخَبَط و جنجال آفرین بنام ابوالفتح میرزا سالار الدوله حمایت کرده بود و لذا می بایست ایل تاوان سختی را متحمل می شد و شاید در مجازاتی سنگین اتحادیه ی شکل گرفته را دچار تلاشی و از هم گسیختگی پیشین می کرد اما آنچه به نجات ایل آمد عدم تمایل دولت مرکزی به نابودی ایلی بزرگ و سرحدی بود که آزمایش های سختی را در حفظ حدود و ثغور کشور در گذشته های پر بار تاریخی تاریخ ایران از خود به منصه ی ظهور و بروز رسانیده بود و دو دیگر اینکه خزانه‌ی مملو از طلا و جواهر و زرینه و سیمینه و غلات و حبوب و چهار پایان بسیار و از حد فزون به جا مانده از داوود خان در این راه به کار آمد و صرف شد و درحلق حکام طماع غرب کشور ریخته شد و ملک ایوان از کف رفت و از آن غلامرضا خان والی پشتکوه لرستان شد تا قوام مجددی نصیب ایل شود و با توجه به کشته شدن فرزندان بزرگتر داوودخان چون جوانمیر خان ضرغام الدوله - علی مراد خان سرهنگ، حسن خان سالار اقبال، علی اکبر خان سردار مظفر، فرزند بزرگتر زمان ، یعنی سلیمان خان سردار نصرت با لقب پدرش امیر اعظم به ریاست ایل کلهر برگزیده شد و شخصیت دوم ایل یعنی عباس خان سردار اقبال با لقب امیر معظم در کنار عمو قرار گرفت.

پیرامون اینکه چه کسی می بایست بر جای ایلخان مقتدر بزرگ ایل کلهر تکیه می زد گفته ها بسیار است که در متن کتاب آورده شده در حالیکه سلیمان خان نیز شخصیتی مقتدر، سخی و گشاده دست بود اما هر آنچه که می بایست رخ نمی داد مرگ داوودخان بود که زمینه ی اختلاف بین سلیمان خان و عباس خان یعنی عمو و برادر زاده را فراهم آورد که علیرغم خواسته عباس خان و بنا به آنچه در مستندات ارائه شده در این کنکاش آمده است سلیمان خان امیر اعظم بعد از جنگها و کشاکش های بسیار با برادرزاده و تقسیم زیر مجموعه ی بزرگ - ایل به دو بخش عمده، کشته می شود در حالیکه چنان که خواهیم خواند عباس خان در آن کشاکش ها همچنان به صلح می اندیشیده و به بزرگی و عظمت عموی خود ایمان داشته و مقر بوده است که پاره ای از مطالب کتاب به این صورت از متن یادداشت های سالار اقبال می خوانیم: امیر ( امیر مخصوص ) هرگز راضی نبود در جنگی برادر کشی، جوان های کلهر را به کشتن دهد ( امیر اعظم در آخرین روزهای سال ۱۲۹۹ خورشیدی چند تن از ریش سفیدان بروند و به امیر معظم ( عباس خان) پیشنهاد صلح بدهند چون من می دانم هر وقت پیشنهاد صلح به ایشان بشود قول خواهد کرد ناصر خان ( پیرگه- کیانی) می گوید: سید نصور را بفرستید چون ما دیگر خجالت می کشیم به امیر معظم پیشنهاد صلح بدهیم.) این گفته حکایت از آن داشته که موضوع صلح مکرر نقض می شده اما زبان حال برادرزاده به عمو شما همیشه بزرگ هستید کلهر همیشه بزرگ است.

با تحصیل تجربه ای که عمو و برادرزاده هر چند در عنفوان نو جوانی و کودکی در کنار پدر و پدر بزرگ خود در قضایای مشروطیت و بحران ۶ ساله ی آن وقایع و قضایا و فتنه ای از پی هم سالار الدوله و حوادث پیش و بعد از آن و نقش ایل کلهر تا کشته شدن امیر اعظم اندوخته بودند پیرامون آن رخ دادها هر آنچه در این کتاب آمده است قطعا موارد ناگفته و نا نوشته ای است که در دیگر آثار تاریخی مرتبط با جریان های مشروطیت حتی در تالیفات این قلم حُول مشروطه و قضایای آن نیامده و به واقع مطالبی است نو و در خور توجه و تعمیق و از آن پس جریان های جنگ اول جهانی است که از یادداشت های سالار اقبال و مستندات مورد وثوق دیگر نقل گردیده که به صورت قطع و یقین آن حوادث ضمن بررسی با روی دادهای نگاشته شده در دیگر منابع تطبیق و باید اذعان کرد مطالب مرود بحث در این پژوهش تاکنون در هیچ اثر مکتوبی نیامده و این خود مزیتی است واجد اهمیت و اعتبار که دست یابی به آنها صرفا از قلم حقیقت پرداز خسرو خان قبادیان می خوانیم و به آن ارج می گزاریم.

در مورد حوادث چند ساله قبل از کودتا چه اندکی قبل از شروع جنگ جهانی اول و چه بعد از پایان عمر چهار ساله جنگ که انگلستان با توفیق در آن خود را آقای جهان می دانست و در آن عرصه عمو از متفقین ( روس و انگلیس ) و برادرزاده از متحدین، عثمانی و آلمان حمایت کرده بودند و اصولا عمر هر دو شخصیت به کشاکش های درونی بین آنان گذشته بود، انگلیس از سر عقده ی باطنی توسط ماموران خود در کرمانشاهان می بایست جزای عمل امیر معظم را با بهایی سنگین می داد که در دو نوبت ضمن ایجاد تضییقات و فشارهای لازم، او را از میان ایل و گیلان به کرمانشاه - کرمانشاه و تهران تبعید کرد و بر آن بود تا راهی هندوستانش کند.

درجریان کودتای سوم اسفند سال ۱۲۹۹ خورشیدی و روی کار آمدن سید ضیاء الدین طباطبایی که سلیمان خان امیر اعظم از تبعید تهران با حکم ریاست ایل کلهر به کرمانشاه و کلهر مراجعت کرد عباس خان طی مکتوبی که توسط الهی محرابی قراول خاصه ی خودش برای برادران و مجموعه ای ایلی هوادار خود می نویسد، تاکید می کند بر اینکه شما هیچ اقدامی علیه امیر اعظم که از جانب سید ضیاء‌گزینش و اعزام می شود نکنید بر همین اساس سالار اقبال نوشته است امیر هرگز راضی نبود در جنگ برادر کشی جوان های کلهر را به کشتن دهد اما برای حراست از یک وجب خاک میهن همیشه خودش، برادرانش و کسانش مقدم بودند و ادامه می دهد: زبان حال مردم کلهر نیز چنین امیری ( امیر مخصوص ) را از ما نگیرد که هیچ وقت مایل به جنگ و خون ریزی بین خانواده نیست.

بیان تفصیل حکایت های این کتاب در این دیباچه نمی گنجد هدف آگاهی ذهنی خواننده را به محتوی کتاب مراد دارد و می دانیم سلیمان خان امیر اعظم به نحوی که در متن کتاب آمده است در جوانی کشته می شود و بار سنگینی از غم و اندوه بر برادر زاده مستولی می گردد و امیر مخصوص با کش و قوس های فراوانی تاریخی و فداکاری بسیار در ایجاد امنیت منطقه ی غرب کشور به جای دریافت پاداش مغضوب دیکتاتوری شده و بهترین سالهای عمر و جوانی خود را در زندان سر می کند و با سپری شدن روزگار ناملایمات عصر دیکتاتوری رضا شاهی و باز شدن در زندان ها امیر و کشانش که از سیاه چالها متعدد رژیم جان سالم به در برده بودند دنیای دیگری فرا روی خود دیده و امیر از سوی مردم به نمایندگی مجلس چهاردهم برگزیده می شود مجلسی که از پی شکست شب سیاه دیکتاتوری ، شاید مجلسی بود که در عصر مشروطیت تالی و نمونه ای حتی در ادوار اول تا پنجم هم نداشت. نطق های امیر در مشروح مذاکرات مجلس ثبت است، که خود هر یک نمایانگر آرزوها و آمال درونی وی در تدبیر و اندیشه ی اصلاح وضعیت بهتر بوده چنان که در اعتراض به دروهی دیکتاتوری و حاکیمت و خفقان که ثمره ای جز تجاوز به عنف به مال و اموال و املاک مردم و پر کردن زندان ها و درست کردن دوز و کلک جهت چپاول ثروت عمومی از جانب شبکه ی قزاقان تاریک اندیش نداشت در نطق روز یکشنبه ۲۴ اردیبهشت ۱۳۲۳ خود پیرامون انباشت ثروت سرلشکر کریم آقا خان بوذر جمهری می گوید: « مطابق اطلاعاتی که بنده دارم این شخص دارای پنجاه میلیون ثروت است. ما می خواهیم بدانیم، این ثروت را این شخص از کجا آورده است...

جلسه ی اول دی ۱۳۲۶ مجلس پانزدهم پیرامون جریان های نهضت غرب امی رخصوص در نطق خود می گوید:‌ من همیشه به تمام رفقای خودم گفته ام، در دنیا اگر یک شخص شرافتمندی بخواهد خدمت بکند؛ بایستی در درجه ی اول به خارجی ها خودش را یک مرد وطن پرست معرفی کند( صحیح است) تا احترام بگذارند والا اگر چنانچه یک خارجی را شما کرنش کنید و جاسوسی بکنید آن خارجی را، آن شخص شما را مثل یک سگ پست می داند ( صحیح است) بنده در دوره زندگی خودم هم با روس و هم با انگلیس هم با عثمانی هر وقت تخطی به کشور من ، به استقلال ایران و به بی طرفی دولت ایران کرده، ‌رعایت این حقیقت را کرده و دفاع کرده‌ام. من اگر از گرسنگی هم بمیرم مطیع مقررات کشورم هستم و مرتکب خیانت به ایران نمی شوم. نطق جلسه ۱۲۵- آذر ۱۳۲۷ دوره پانزدهم - مع التاسف مدت ۱۶ ماه است از عمر مجلس (پانزدهم ) گذشته و تاکنون ما یک کار مثبت انجام نداده ایم. و اگر هم در مجلس باشیم، جز یک مشت افتضاح هُو و جنجال و فحش و فضاحت چیز دیگری نصیب ما نمی شود و ادامه می دهد... حکومت روی کار آمده ی آن روز ( دولت کودتایی سید ضیاء‌و عصر رضا شاهی) که تمام مردم ایران چشم امید به آن دوخته بودند و نام ایل کلهر را به اردوی هفدهم و اعطاء ‌پرچم اردوی هفدهم تغییر داده بود موقعی که حس کردم هیئت حاکمه رویه خود را تغییر داده و از راه راست منحرف شده و مملکت را به طرف دیکتاتوری می کشاند، با تمام جانثاریهایی که کرده بودم این روش حکومت را نه پسندیدم و خرسند نبودم و خود را کنار کشیدم ولیکن عقیده خود را به وسیله وزرات دربار به مرحوم تیمور تاش بیان ساختم تا جایی که مرا به زندان افکندند و تمام اقوام و زن و فرزندان و برداران و خواهران و حتی مادر مرا به اسارت بردند و تبعید کردند و میلیونها ثروت موروثی خانواده ۷۰۰ هفتصد ساله مرا غارت کردند.

شهریور ۱۳۲۰ فرا رسید بساط زورگویی بر چیده شد به مردم ایران نوید آزادی دادند ، آزادی که فقط عده ای توانستند در سایه آن به قتل و غارت بپردازند و حیثیات و شرافت اشخاص پاک دامن و نیک نام را دستخوش اتهامات...

نطق امیر مخصوص در جلسه ۱۶۹ دوره پانزدهم و مخالفت ایشان به لایحه تقدیمی وزرات کشور به مجلس شورای ملی بر ایجاد و توسعه موسسات آموزش عالی در اصفهان ، شیراز و مشهد و درصورتی با یان لایحه موافقت خواهد شد که مجددا نام کرمانشاه جهت برخورداری از وجود دانشگاه قید شود چرا که در سال ۱۳۲۸ بانی این پیشنهاد خود ایشان بوده است.

در دورده شانزدهم نطق های امیر مخصوص حاوی نظریات، دردها و عقب ماندگیهای بسیاری در غرب کشور است، چنانکه در دولت ملی شادروان دکتر محمد مصدق در جلسه ۵۳ سه شنبه اول مرداد ۱۳۲۹ ضمن اشاره به فداکاری و جانبازی و تامین غله و خوار بار کشور توسط مردم غرب و کرمانشاهان می گوید:‌دولت های روی کار آمده همیشه با بی توجهی به میهن دوست غرب کشور نگرش داشته و روحیه ی یاس را با اقدامات بی رویه ی خود در این مردم پدید آورده اند و لذا استان کرمانشاهان مدام در بوته ی فراموشی قرار گرفته است این استان فاقد بهداشت ، فرهنگ ، کشاورزی و عدالت اجتماعی است غرب کشور که از حاصلخیزترین نقاط کشور است،‌هنوز به سیستم ۲ هزار سال قبل، امور کشاورزی خود را انجام می دهد. در غرب بیماری مالاریا و امراض دیگر مردم را تهدید می کند بلای خانمان سوزی شده که منطقه فاقد دکتر و دوا هست،‌ اگر داوری مختصری هم از مرکز فرستاده می شود آن هم به مصرف صحیح خود نمی رسد،‌ وزارت فرهنگ، غرب را از نقشه ی خود حذف کرده جز چند دبستان و دبیرستان مختصر و ناقص در شهرستان کرمانشاه سایر شهرستانها قراء و قصبات عشایر نشین به کلی فاقد مدارس هستند و این در حالی است که علیرغم مالیات گزافی که از اهالی غرب به خزانه کشور عاید می شود دولتها هیچگونه توجهی به فرهنگ و بهداشت این استان حاصلخیز و خدمتگزار ننموده اند، شهرستان کرمانشاه فاقد بهداشت، فرهنگ ، آب مشروب ... است و در قسمت معارف وضع چنان آشفته است که نا امیدی بسیاری متوجه دستگاههای تعلیم و تربیت شده و اگر وضع به این صورت ادامه پیدا کند بایستی فاتحه فرهنگ را خواند.

مختصری از نطق امیر مخصوص در مجلس دوره شانزدهم یکشنبه ۱۶ تیر ۱۳۳۰ در حمایت از ملی شدن صنعت نفت، من سعی کرده ام از تریبون و میز خطا به مجلس فقط برای رفع حوائج و تامین رفاه و آسایش عمومی هموطنان عزیز و حفظ استقلال کشور مطالبم را ایراد کنم، نه از آن امکانات در جهت رفع اغراض و نظریات شخصی و تعرض و حمله به اشخاص اما نیاز عمومی مردم حوزه انتخابیه اینجانب استان پنجم در قسمت امور بهداری نقص عمده ی کار نداشتن آمار دقیقی از ارقام صحیح بیماران کشور و قسمت متوفیات و تلفات روز افزونی است که بیماران بواسطه خرابی بهداری و عدم دسترسی به دکتر و دوا تلف می شوند، تمام بودجه ایران مخصوص مرکز کشور شده تا تهران را عروس ایران بدانند و ... و

و در مورد ملی شدن صنعت نفت و اینکه عده ای برخلاف حقیقت و انصاف بعضی اتهامات و اینجانب و ایل کلهر نسبت داده اند و لذا حمایت و پشتیبانی ایل کلهر را از دولت ملی دکتر محمد مصدق، اعتراض به رای دیوان داوری لاهه، عدم اجازه ی مردم ایران به غارت سرمایه ی ملی خود یعنی مایه ی حیاتی نفت به دولت انگلیس اعلام می داریم، من که از اکثریت (مجلس) بودم و اولین کسی که به لایحه ملی شدن صنعت نفت رای داده و امروز در این مکان مقدس از صمیم قلب، طالب اجرای قانون ملی شدن صنعت نفت در سراسر کشور بوده، و قبل از این که وکیل مجلس شورای ملی باشم یک نفر ایرانی هستم و خود و فرزندان و ایل و عشیره ام باید در راه مجد و عظمت و ترقی و سربلندی ایران فدا شویم.

امیر مخصوص در نطق های خود که در هر دوره از ادوار سه گانه ی مجلس چهاردهم، پانزدهم و شانزدهم کم نیز نبوده و بیش از ۴۰ نطق آن از مشروح مذاکرات مجلس استخراج و در این کتاب آورده شده و در واقع این مجالس که بعد از رفتن دیکتاتور، و انتخابی در حد کمال نسبی آزادی ( دوره چهاردهم) ایجاد ظرفیت های قانونی در آزمون اجراء ( مجلس پانزدهم) و مجلسی که بنام مجلس مصدق شناخته شد( مجلس شانزدهم) متن هر نطق امیر را می شود نشانی از تبلور شخصیت زجر کشیده، تجربت آموخته و تکامل یافته ای دید که با شهامت و جسارت تمام حقوق مردم، عیان ساختن اوضاع دیکتاتوری رضا شاهی بیان اعمال مظالم و مصایب فراوان، مطالبه ی حقوق پایمال شده، انعکاس وضعیت حاد و عقب مانده ی جامعه ی ستم زده ی غرب کشور از ۱۳۰۰ تا ۱۳۳۰ حتی در دوران صدارت شادروان دکتر محمد مصدق سرسختانه دفاع کرده و لذا با تبانی نامزدهای جبهه ملی و اعضای احزاب وابسته و هواداران آیت الله کاشانی در دوره هفدهم مجلس البته چنان نماینده ای را با آرایی بالا، چهره ای مردمی، جایگاهی مورد قبول قطعا باید محروم می کردند و چه سعادتی بهتر از آن عدم راهیابی به مجلس که هم خوش نه درخشید و هم دولت مستعجل بود و بنا به صدور دستور مراجعه ی به آرای عمومی ( رفراندوم) از جانب دکتر مصدق منحل شد، به هر حال علیرغم این که چهر ه هایی با مشی و مشرب فکری و سیاسی را در هر مجلس ستارگان آن مجلس شناخته اند، امیر را باید ستاره ای از هر سه دوره مجلس چهاردهم، پانزدهم و شانزدهم شناخت که دوران شروع آزادیهای سیاسی و تا پایان عمر نهضت ملی ایران است.

در هر حال با نهایت امتنان و اشتیاق از متنی که خوانندگان بزرگوار با مطالعه ی این کتاب، صرف وقت، انرژی ، نیرو، هزینه ی تهیه و ... بر این قلم دارند، دقت، تیز بینی، موشکافی، تشخیص کاستی ها و لغزش ها که کم هم نمی توانند باشد، یاد آوری و طرح در نشریات علمی، عزیزان منت گزار را به این توصیه تصدیع می دهد. نقد و نظر ، بحث و فحص و بررسی موشکافانه ی آگاهان و واجدان صاحب اعتبار و تشخیص که پیرامون محتوی این مجلدات معمول خواهند داشت، قطعا منت مضاعفی است در حق جامعه ی دوستدار فرهنگ و این قلم مشروط بر اینکه هر نقد و نظری در کمال بی رحمی، چشم پوشی،‌ عدم اعماض و از سر دل سوزی، منصفانه و عاری از هر حب و بغض باشد که اگر چنان شود مطمئنا قدمی به جلو برداشته ایم و در نهایت تکرار امر و تعاطی و تبادل تفکر و اندیشه و آراء موجبات نُضج و پخت آثار علمی مشمول را در پی خواهد داشت. دو دیگر اینکه استفاده ی پژوهشگران از مطالب و مستندات کتاب با ذکر منبع و م‍‍‍أخذ کامل، بلامانع خواهد بود. انشاءالله این اقدام بر چنان شیوه ای مورد توجه قرار گیرد که خود بهترین پاداش معنوی مکتسبه است.

و به این وسیله وظیفه ی کوچکی و خدمتگزاری خود می داند از تمامی بزرگوارانی که به هر نحوی از آنحاء بر این قلم منت گذارده ، یاور، مساعد،‌راهنما، مشوق، حامی و پشتیبان بوده اند، سپاسگزاری کند. از جمله همسر دل سوز و مهربانم سرکار خانم هاشمی که آموزگاری است درست کردار و بینا که تعلق ایلی و عشیره ای (اَبی و اُمی) به ایل بزرگ در کوند از ایلات معتبر لرستان و طایفه شاخص و با مقدار( میر) و ایل بزرگ کُرد پشتکوه لرستان دارد، این بزرگ بانو، هر چه من در بیش از چهل سال زندگانی مشترک کژتاب بودم، به راهم آورد و لحظه ای از یاوری و غم خواری دریغ نکرد و در فرجام کار که شاید این تحقیق گشاده باشد چنان مشوق بود که بایستی گفت به خوبی تمام زداینده ی ابرهای سیاه دل سردی های فرا راه بود. انشاءالله شیرین کام باشد. همچنین از جناب امیر زاده ی بزرگوار جناب آقای قباد خان قبادیان کلهر، تنها پسر باز مانده از سردار سر افراز عرصه ی تاریخ سیاسی پر از حوادث سخت و سهمگین ایل بزرگ کلهر ( امیر مخصوص کلهر) که از هر آنچه در توان و مقدورش بود مضایقه نکرد و ... و تشکر از بذل محبت خواهران بزرگوارشان و همسر گران قدر روان شاد خسرو خان قبادیان کلهر ( سالار اقبال) که با سخاوت تمام دست نوشته های سالار را در اختیار جناب قبادیان گذاشتند تا محصول آن اثری دیگر در فضای بازخوانی تاریخ سیاسی کلهر باشد که با طی مراحل بسیار لازم و گوناگون با ارزش افزوده ای چنین سرانجام یا بَد.

 از جناب آقای جلیل آهنگرنژاد صاحب آثار فکری فراوان و دفترهای شعر کُردی و فارسی، مدرس شایسته دانشگاه، مدیر و مسئول و صاحب امتیاز نشریه ی ارزشمند صدای آزادی بسیار سپاس دارم که مدت زمانی بالغ بر چند سال بستری لازم را پدید آورد و اجازه فرمودند در اختیار باشد تا به آن وسیله طرح حکایت تاریخی تدوین کتاب تاریخ سیاسی کلهر و غرب کشور با نام زیبای امیر مخصوص کلهر در بیش از یکصد شماره تا مقطع حوادث تاریخی قبل از کودتای ۱۲۹۹ خ در نشریه ی وزین صدای آزادی در افکنده شود بسیار می ارزد که ارج چنان اقدام فرهنگی شایسته ای محفوظ مانده و گرامی داشته شود و از همکاران محترم این انسان بزرگوار در نشریه صدای آزادی نیز متشکر است. از دخترم سارا کشاورز،‌ مربی کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان استان کرمانشاهان که با صبر و حوصله و استمرار اقدام خود در استخراج متن مشروح مذاکرات مجلس ادوار مورد نیاز به ویژه استخراج، تطبیق، تهیه پرینت نطق های امیر مخصوص در ادورا سه گانه ی نمایندگی ( امیر) در مجلس ، علیرغم وجود انبوه نارسایی های تایپ مذاکرات مورد بحث، یاوری و دل سوزی خود را به عرصه ی اندیشه و فکر و فرهنگ نشان داند شادمانه سپاس درام از جناب آقای دکتر علی ططری فرزند روان شاد حاج اسمعیل ططری نماینده ادوار پیشین مجلس شورای اسلامی و رئیس بخش اسناد کتابخانه موزه واسناد مجلس شورای اسلامی که لوح مشروح مذاکرات و اسناد ادوار بیست و چهار گانه مجلس شورای ملی ایران را مرحمت کردند تشکر دارد .از جناب آقای محمود لعل آبادی بسیجی جانباز مدیر انتشارات تاق بستان کرمانشاه، همکاران ایشان خانم معصوم و سرکار خانم سارا سادات جابری که امر حروف چینی این کتاب را انجام داده و زحمات آن را دل سوزانه در زمینه چاپ و نشر و عرضه ی آن به آحاد جامعه بزرگوار، فرهیخته و فرهنگ دوست کرمانشاهان فراهم آوردند بی نهایت سپاسگزارم و اینک کتاب که چشم اندازی دارد به وسعت تاریخ مردمان یک دیار کهن دیار کرمانشاهان و غرب کشور در اخیتار شما هست آنچه رنج های سخت مرا در پرورش این نهال آسان کرد تشویق های شما مردم خوب و فهمیده بود و نیز آنچه بر ناسور زخم های درونی استمرار تلاش پی گیر، مرحم خواهد بود اقبال،‌ مطالعه،‌ بررسی ، ‌نقد و نظر منصفانه، عادلانه و علمی می باشد تا باروری فرهنگ متعالی خود را در سنجه ی ارزش و داوری قرار دهیم و با لبخند مهر به یکدیگر بنگریم . انشاءالله

کرماشان ۱/۳/۱۳۹۰





طبقه بندی: دیباچه ای بر متن کتاب امیر مخصوص کلهر،
[ شنبه 31 تیر 1391 ] [ 02:00 ب.ظ ] [ ali ]
.: Weblog Themes By SibTheme :.

لە بارەێ ماڵپەڕ


ئاخرین بابەت
لیست آخرین مطالب
آمار سایت
نووڕسنەیل ئمڕو : نفر
نووڕسنەیل دۊەکە : نفر
گیشت نووڕسنەیل : نفر
نووڕسن ئەێ مانگە : نفر
نووڕسن مانگ لە یەو وەر : نفر
نۊسەرەیل : عدد
گیشت بابەتەگان : عدد
آخرین نووەو کردن :
امکانات وب